| عنوان |
مروری بر اصول و تکنیک های روان درمانی متمرکز بر هیجان |
| سال تهیه : 1404 | تعداد اسلاید : 29 |
| فرمت فایل : ppt-pptx | نوع فایل : پاورپوینت |
| کیفیت : طلایی | مناسب : دانشجویان |
رویکرد متمرکز بر هیجان یا EFT (Emotion-Focused Therapy) یکی از مؤثرترین شیوههای درمانی مدرن است که احساسات را محور اصلی تغییرات مثبت در انسان میداند. در این روش، درمانگر با بهرهگیری از تکنیک های روان درمانی تخصصی و تجربهگرایانه، به مراجع کمک میکند تا به جای سرکوب یا اجتناب از احساسات، آنها را بپذیرد، درک کند و در نهایت به سمت بهبودی و تعادل روانی هدایت نماید.
روان درمانی متمرکز بر هیجان که ریشه در پژوهشهای گسترده در مورد فرآیندهای هیجانی و دلبستگی دارد، بر این پیشفرض بنیادین استوار است که هیجانها صرفاً واکنشهای بیولوژیکی گذرا نیستند، بلکه سیستمهای اطلاعاتی حیاتی هستند که نیازها، ارزشها و جهتگیری ما را در زندگی مشخص میکنند. این رویکرد که توسط نظریهپردازانی همچون لسلی گرینبرگ و سو جانسون توسعه یافته است، ترکیبی هوشمندانه از نظریههای مراجعمحور و گشتالتدرمانی محسوب میشود. در مقدمات این رویکرد، تأکید ویژهای بر تفکیک هیجانات میشود؛ بدین معنا که درمانگر به مراجع میآموزد چگونه میان “هیجانات اولیه سازگار” (که پاسخهای سالم و مستقیم به موقعیتها هستند) و “هیجانات ثانویه یا ناسازگار” (که اغلب واکنشهای دفاعی یا آموختهشده و مخرب هستند) تفاوت قائل شود. در واقع، فلسفه کلی این درمان بر این باور است که ما نمیتوانیم از مکانی که هنوز به آن نرسیدهایم، خارج شویم؛ بنابراین برای تغییر یک حس دردناک، فرد ابتدا باید کاملاً آن را تجربه کرده و به رسمیت بشناسد تا بتواند از آن عبور کند. این فرآیند، مراجع را از زندانی بودن در احساسات قدیمی رها کرده و به او قدرت انتخاب و عاملیت میدهد.
اصل طلایی و کلیدی در روان درمانی متمرکز بر هیجان، گزاره مشهور “تغییر هیجان با هیجان” است. برخلاف رویکردهای شناختی که تلاش میکنند با منطق و استدلال بر احساسات غلبه کنند، در EFT باور بر این است که یک هیجان ناسازگار (مانند شرم یا ترس مزمن) تنها توسط یک هیجان سازگار و قدرتمند دیگر (مانند خشم سالم یا شفقت به خود) جایگزین و خنثی میشود. در این مسیر، نقش درمانگر فراتر از یک شنونده ساده است؛ او به عنوان یک “مربی هیجانی” در لحظه عمل میکند و فضایی امن و همدلانه را فراهم میآورد تا مراجع بتواند به لایههای زیرین روان خود دسترسی پیدا کند. این فرآیند شامل مراحلی همچون آگاهی بدنی، تنظیم هیجانی و معناسازی برای تجربیات عاطفی است. اصول کلی این درمان نشان میدهد که بسیاری از اختلالات روان شناختی، از جمله افسردگی، اضطراب و تروما، ناشی از ناتوانی در پردازش صحیح هیجانات دردناک گذشته است. بنابراین، تکنیک های بهکاررفته در این روش، مراجع را تشویق میکنند تا از مکانیزمهای دفاعی فاصله گرفته و با “خودِ آسیبپذیر” مواجه شوند، که این مواجهه در بستر امن درمانی، منجر به بازسازی ساختارهای عاطفی مغز و ایجاد مسیرهای عصبی جدید میشود.
کاربردهای روان درمانی متمرکز بر هیجان بسیار گسترده است و از درمانهای فردی برای رفع افسردگی و اضطراب تا زوجدرمانی برای بهبود روابط عاطفی را در بر میگیرد. در حوزه زوجدرمانی، این رویکرد به عنوان یکی از قدرتمندترین روشها برای ترمیم دلبستگیهای آسیبدیده شناخته میشود و به زوجین کمک میکند تا چرخههای معیوب تعاملات منفی خود را شناسایی کرده و نیازهای عمیق دلبستگی خود را به زبان آورند. در سطح فردی نیز، کلیات این درمان بر افزایش “هوش هیجانی” متمرکز است؛ به طوری که فرد یاد میگیرد هیجانات خود را به عنوان قطبنمایی برای مسیریابی در زندگی استفاده کند. هدف نهایی در این رویکرد، تبدیل شدن به انسانی یکپارچه است که نه تنها از احساسات خود نمیترسد، بلکه مهارت تنظیم آنها را در موقعیتهای تنشزا دارد. اثربخشی بالای این روش در پژوهشهای بالینی متعدد تایید شده است و نشان میدهد افرادی که تحت این درمان قرار میگیرند، نه تنها علائم بیماریشان کاهش مییابد، بلکه تابآوری روانی آنها در برابر استرسهای آینده نیز به طرز چشمگیری افزایش پیدا میکند، چرا که آنها یاد گرفتهاند چگونه با دنیای درونی خود در صلح باشند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.