| عنوان |
ارتباط بین کمال گرایی و فرسودگی شغلی در پرستاران بیمارستان ها |
| سال تهیه : 1404 | تعداد اسلاید : 29 |
| فرمت فایل : ppt-pptx | نوع فایل : پاورپوینت |
| کیفیت : طلایی | مناسب : دانشجویان |
حرفه پرستاری به دلیل ماهیت حساس و پرفشار خود، همواره نیازمند دقت و توجه بالایی است، اما زمانی که این دقت با وسواسهای فکری و استانداردهای غیرواقعبینانه ترکیب میشود، میتواند سلامت روان فرد را به خطر بیندازد. مطالعات اخیر نشان دادهاند که ارتباط مستقیم و معناداری میان کمالگرایی افراطی و افزایش نرخ فرسودگی شغلی در پرستاران وجود دارد که نیازمند توجه ویژه مدیران و روانشناسان حوزه سلامت است.
کمالگرایی در بافت شغلی پرستاری مفهومی پیچیده و دووجهی است که اگرچه در نگاه اول ممکن است به عنوان یک ویژگی مثبت تلقی شود، اما در درازمدت میتواند به عنوان یک شمشیر دو لبه عمل کند. از یک سو، نظام سلامت و بیماران از پرستارانی که استانداردهای بالایی دارند و جزئینگر هستند سود میبرند، چرا که این ویژگیها احتمال خطاهای پزشکی را کاهش میدهد؛ اما از سوی دیگر، زمانی که این کمالگرایی به شکل ناسازگار و عصبی بروز پیدا میکند، پرستار استانداردهایی غیرقابل دسترس برای خود تعیین میکند و ارزش وجودی خود را تماماً به عملکرد بینقص در محیط کار گره میزند. در محیط بیمارستان که مملو از متغیرهای غیرقابل کنترل، کمبود منابع، شیفتهای طولانی و وضعیتهای پیشبینینشدۀ بیماران است، تلاش برای دستیابی به “کمال مطلق” عملاً غیرممکن است. این تضاد میان واقعیتهای محیط کار و انتظارات درونی فرد کمالگرا، فشار روانی مداومی را ایجاد میکند که پرستار را در وضعیت هشدار دائمی قرار میدهد و او هرگونه نقص کوچک یا ناتوانی در نجات یک بیمار بدحال را به عنوان شکستی شخصی و فاجعهبار تفسیر میکند.
فرآیند تبدیل شدن کمالگرایی به فرسودگی شغلی، یک پروسه تدریجی و فرساینده است که معمولاً با تحلیلرفتگی هیجانی آغاز میشود. پرستاران کمالگرا به دلیل ترس شدید از اشتباه کردن و قضاوت شدن توسط دیگران، تمایل دارند مسئولیتهای بیش از حد توان خود را بر عهده بگیرند و در واگذاری امور به همکاران دچار مشکل میشوند، زیرا تصور میکنند هیچکس به اندازه خودشان کار را درست انجام نمیدهد. این حجم کاری مضاعف و فشار روانی ناشی از انتقادگرایی درونی، باعث میشود که فرد حتی در زمان استراحت نیز نتواند از دغدغههای شغلی جدا شود و مدام وقایع روزانه را در ذهن خود مرور کند تا مبادا خطایی از او سر زده باشد. این نشخوار فکری مانع از بازیابی انرژی روانی شده و به مرور زمان، اشتیاق و انگیزه اولیه برای مراقبت از بیمار جای خود را به خستگی مزمن، بدبینی نسبت به شغل و احساس کاهش موفقیت فردی میدهد. در واقع، کمالگرایی سوخت لازم برای موتور فرسودگی را تأمین میکند و پرستار را به سمت تخلیه کامل منابع انرژی سوق میدهد.
در سطح کلان و سازمانی، درک رابطه میان کمالگرایی و فرسودگی شغلی برای حفظ نیروی انسانی کارآمد و ارتقای کیفیت خدمات درمانی در بیمارستانها بسیار حیاتی است. پرستارانی که دچار فرسودگی شغلی ناشی از کمالگرایی میشوند، نه تنها سلامت جسمی و روانی خود را از دست میدهند، بلکه برخلاف میل باطنیشان، ممکن است دچار کاهش تمرکز شده و کیفیت مراقبت از بیماران را پایین بیاورند. این مسئله میتواند منجر به افزایش نرخ غیبت از کار، تمایل به ترک شغل و هزینههای سنگین برای سیستم بهداشت و درمان شود. بنابراین، ضروری است که برنامههای آموزشی و حمایتی در بیمارستانها تنها بر مهارتهای فنی متمرکز نباشند، بلکه به پرستاران آموزش دهند که چگونه بین تلاش برای تعالی (که سازنده است) و کمالگرایی (که مخرب است) تفاوت قائل شوند. ترویج فرهنگ سازمانی که در آن اشتباهات به عنوان فرصتی برای یادگیری و نه دستمایهای برای سرزنش تلقی شوند، و همچنین آموزش مهارتهای خودمراقبتی و شفقت با خود، میتواند از تبدیل شدن ویژگیهای کمالگرایانه به سندرم فرسودگی شغلی پیشگیری کند.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.